أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

261

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

خندف لقب ليلى بنت حلوان بن عمران است كه مزبوره زوجهء الياس بن مضر از اجداد مكارم معتاد حضرت نبوى است . سبب تسميهء ليلى بنت حلوان را به خندف اين گونه روايت كنند كه ليلى از الياس به نامهاى عمرو ، عامر [ و ] عمير سه فرزند ذكور داشت . روزى پدر آنها الياس هنگامى كه شتران خود را رعى مىنمود خرگوشى ظاهر شده و از جست‌وخيز او شتران رميدند . عمرو كه رم كردن شتران را ديد از چادر درآمده به سير سريع خرگوش را گرفت او را مدركه گفتند . عامر نيز خرگوش مزبور را طبخ نمود او را نيز طابخه ناميدند . و چون عمير نيز در چادر خود انقماع نموده و اختيار انزوا كرده ، يعنى از چادر بيرون نيامد او را نيز قمعه خواندند . والدهء آنها ليلى نيز چون حركات اولاد خود را ديد از عقب آنها به سير سريع مىدويد در اين بين شوهر خود الياس را ديد ، الياس از مشار اليها پرسيد تو كجا مىروى ؟ مزبوره گفت : من هم عقب شما به خندفه مىآيم . ليلى را نيز خندفه گفتند ؛ زيرا كه از عادات جاهليهء عرب بود كه هركس را در مقام مناسب اسم مىدادند . جاهليّهء عرب كافّهء اقوام عرب كه قبل از بعثت محمديّه بودند به واسطهء كثرت جهالتى كه داشتند جاهليّه ناميده شده‌اند . بنا به بعض اقوال به اهل سنين فترت على العموم جاهليّه عرب گفته مىشود ، اگرچه بعضى از مورّخين نوشته‌اند كه چون كنانة بن خزيمه زوجهء متروكهء پدر خود و نامادرى خود بره را تزويج نمود از مشار اليها نضر متولّد شد . و اين امر غريب مقتضى جاهليّت بود ، لهذا به اسلاف اقوام عرب ، جاهليّهء عرب اطلاق گرديد . بديهى است كه اين روايت را اصل و اساسى نبوده و از حليهء صحت عارى است . نظر به روايت شيخ تاج الدّين يمنى ابو عثمان بن عمرو بن بحر و سائر ائمهء سير كه اين نكته را به خوبى تحقيق و تدقيق كرده‌اند بره نامى كه كنانه او را تزوّج نمود زوجهء متروكه خزيمه و نامادرى او نبوده است . كنانه اگرچه دفعهء دوم بره نام زنى را تزوج نمود ، ولى مشار اليها دختر مرّة بن آد برادر همان بره بنت آد است كه دفعهء اولى او را تزوج نموده بود و نضر بن كنانه از همين بره متولّد شده . است .